ایجاد نگرش در دیگران و یا تغییر نگرش خود
ایجاد نگرش در دیگران و یا تغییر نگرش خود
- تک ستاره وب
- بدون دیدگاه
- 1,180 بازدید
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد.
برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت.
معلم تصمیم گرفت مردم را نسبت به دعلکاری آن مرد آگاه کند و لذا با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد.
این موضوع باعث شد که مشاجره های زیادی بین معلم و مرد شیاد شکل بگیرد و بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که روزی در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند.
در روز موعود، همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار» معلم نوشت: مار.
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
این یک داستان کوتاه بود ولی مهمترین درس مدیریتی آن این بود که باید بدانید اگر بخواهید بر دیگران تأثیر بگذارید یا آنها را با خود همراه کنید بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار کنید.
همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد.
این اولی ترین اصل مدیریت بر منابع انسانی است. یا آگاهی بخشی نمایید و سطح سواد را بالا ببرید و یا مقاصد و دستورات خود را به زبان و نگرش افراد ترجمه و تحویل دهید. اینکه بتوانید نگرش دیگران را عوض کنید همیشه زمان میبرد و این زمان ها از دست شما در رسیدن به مقصد از بین میرود؛ لذا تا زمان ایجاد یک نگرش در یک تیم بهتر است بر اساس فرهنگ و نگرش آنها خود را وفق داده و به مرور بر تغییر نگرش اقدام نمایید.





